واسيلى ولاديميروويچ بارتولد ( مترجم : كريم كشاورز )
658
تركستان نامه ( تركستان در عهد هجوم مغول ) ( فارسى )
رسولانى به بغداد گسيل داشت تا از اعمال سلطان سلجوقى به خليفهء اسلام شكايت كند . خليفه جز اينكه خان را به خلعت و القاب مفتخر كند كارى نتوانست كرد « 1 » . از مدارك سكهشناسى « 2 » چنين برمىآيد كه خان گذشته از القاب ياد شده ( رجوع شود به ص 634 ) به القاب زير نيز ملقب بوده است : « عز الامة » ، « كعب المسلمين » و « مؤيد العدل » . ابراهيم هم در زمان حيات به نفع فرزند خويش شمس الملك از سلطنت امتناع ورزيد . و بىدرنگ شعيث « 3 » برادر شمس الملك عليه وى عصيان كرد و تصادمى ميان دو برادر در سمرقند وقوع يافت - ولى در بخارا نيز در همان سال درگذشت پدرشان ، دو برادر جنگ كردند ( سال 460 هجرى ) مبارزه به سود شمس الملك پايان يافت . و در زمان او جنگ با سلاطين سلجوقى تعقيب شد . در پائيز سال 465 هجرى ( 1072 ميلادى ) الپارسلان با سپاهى انبوه ( 200000 نفر ) به ماوراء النهر لشكر كشيد . اين لشكركشى هم از آغاز متوقف شد زيرا كه الپ ارسلان به خنجر كوتوال قلعهاى كه اسير شده و سلطان ويرا به اعدام محكوم كرده بود - هلاك گشت . در زمستان آن سال شمس الملك ترمذ را گرفت و با لشكريان خويش وارد بلخ شد . اياز ( پسر الپ ارسلان ) كه صاحب بلخ بود قبل از آن شهر را ترك گفته بود . چون لشكر شمس الملك در طريق بازگشت بود
--> ( 1 ) - ابن اثير ، چاپ تورنبرگ ، I X ، 212 . ( 2 ) - ماركوف ، « فهرست تملكات » ، ص 265 . ( 3 ) - بنا به نوشتهء سكهها ( همانجا ص 268 - 267 ) بايد بجاى « سيفس » « شعيث » خوانده شود و حال آنكه در چاپ اثر نرشخى « سيفس » نوشته شده ( چاپ شفر ، 49 ) . ابن اثير ( چاپ تورنبرگ ، I X ، 212 ) اين شاهزاده را طغان [ طوغان ] خان مىخواند . ظاهرا لقب طغان خان بر يكى از سكههاى شعيث ديده مىشود .